سيد صادق سجادى

379

تاريخ برمكيان ( فارسى )

مصلحتى « 1 » به خدمت وزير آمد ، و او مردى بزرگ و شريف و معتبر بود . وزير او را تعظيم بسيار كرد و چون به محاورت پيوستند ، خواجه حسن ازو پرسيد كه تو در مصر بسيار بوده‌اى ، تايى صوف مهين و نفيس در آنجا چه ارزد . امير مدينه گفت وقتى تايى صوف از اسكندريه آورده بودند هشت هزار و پانصد دينار زر در شهر قيمت كردند و صاحبش هنوز مبالغه داشت . خواجه حسن سوى من نگريست و از آنچه مرا گفته بود شرمنده شد و آن امير مدينه را تكذيب نتوانست كرد ، چه علوى و محتشم و معتبر بود . چون او بيرون رفت ، مرا گفت كه نزديك من امكان ندارد كه تايى صوف پشم هشت هزار و پانصد دينار زر ارزد و اما دانم كه امير مدينه دروغ نگويد و چون از آن بيش گفت كه تو گفتى دانستم كه برحقى . چون خواجه حسن سخن او باور كرد ، من از آن بلا كه مزاج او بر من متغيّر شده بود خلاص يافتم و بعد از آن در مجلس او سخنى كه در عقل باور نيفتد نگفتم . اكنون بازگشتم به حديث برمك . چون در مجلس عبد الملك مروان متمكّن شد ، بنابر استعداد و قابليّتى كه داشت روز به روز جاه و مرتبهء او فزوده مىشد تا مرجع اليه و معتمد عليه گشت . چون او را در هر فن و هنر كامل و سرآمد يافتند ، و همچنان بر كيش گبرى و آتش‌پرستى بود و مدتى بر آن بگذشت ، بارى تعالى او را پسرى داد خالد نام كرد و در اندك فرصتى بنابر قابليّت فطرى به جميع فنون و فضايل و هنر آراسته شد و به صد مرتبه از پدر در حيثيّات و كمالات بشرى سمت تقديم پذيرفت و به اعانت هدايت ازلى و رهنمونى توفيق لم يزلى از ممالك ضلالت خلاصى يافته متابعت دين حق و انقياد مراسم شريعت مصطفوى ، على صاحبها افضل الصّلوات و اكمل التحيّات ، اختيار نمود . در عهد وليد بن عبد الملك ، كه پادشاهى بس بزرگ بود ، معارج سرورى و ابهت عروج نمود و در ميان اهل اسلام اعتبار تمام يافت و از اقران و امثال در شعر و خط و دبيرى گوى سبقت بربود . گويند وليد در عهد خود به علوّ همت و سمّو منزلت از پادشاهان ديگر ممتاز و مستثنى بود . چندين پادشاه و پادشاهزاده در ركاب او پياده مىرفتند و عين مائدهء « 2 » حضرت سليمان ، على نبيّنا و عليه السّلام ، برآورده است ؛ و در دمشق مسجد جامع كبير كه در ربع مسكون كسى نظير آن نشان نداده بنا كردهء اوست . مجملا چون دولت مروانيان به سرآمد و علم دولت عبّاسيان برافراشت ، خالد قصد

--> ( 1 ) . در متن : مصالحتى . تصحيح قياسى است . ( 2 ) . در متن چنين است .